ببخشید اپ نکردم اخه تقصیر من نیست تقصیر درساس![]()
از همتون معذرت می خوام که نمی تونم زیاد اپ کنم اما قول می دم که بعدا جبران کنم
تو هفته ی اینده اپ می کنم منتظرتون بهم سر بزنید![]()
خیلی دوستون دارم![]()
بدرود تا هفته ی دیگه![]()
![]()
ببخشید اپ نکردم اخه تقصیر من نیست تقصیر درساس![]()
از همتون معذرت می خوام که نمی تونم زیاد اپ کنم اما قول می دم که بعدا جبران کنم
تو هفته ی اینده اپ می کنم منتظرتون بهم سر بزنید![]()
خیلی دوستون دارم![]()
بدرود تا هفته ی دیگه![]()
![]()
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 14  توسط H-S-A-72
|
کاش اسمان حرف کویر را می فهمید و اشک خود را نسار گونه های سرخ او می کرد
کاش واژه ی حقیقت انقدر با لبها صمیمی بود که برای بیان کردنش به شهامت نیازی نبود
کاش دلها انقدر پاک بود که دعاها قبل از پایین امدن دستها مستجاب می شد
کاش حقیقت ،محبت در در تقلا ی بال و پر سوز پروانه می دید و او را باور می کرد
کاش مهتاب با کوچه های تاریک شب اشناتر بود
کاش بهار انقدر مهربان بود که باغ با طراوت را به دست خزان نمی سپرد
کاش فریاد انقدر بی صدا بود که حرمت سکوت را نمی شکست
کاش غصه ها شکوه لبخند در معنی داغ اشک گم نمی شد و بالاخره معنی عاطفه
را می فهمید...
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 14  توسط H-S-A-72
|
مثل همیشه...
صدايم سكوتيست كه ميشنوي
تمام فريادم را يك آه خلاصه ميشود
نفسم به شماره افتاده است
قلبم به تندي زمان ميتپد
گوش كن صداي قلبم را ميشنوي . . .
نگاه كن نداي مرگ درونم مشهود است
من او را ميخوانم ولي او نمي آيد
. . . هرگز . . .
من فراموشي خاطراتم
افسوس . . .
وقتي سهمت از تمام زندگي خاطره باشد
. . . و تو خود خاطره اي فراموش شده
مرگ مي خواهم !
ديگر آه مرهم دردم نيست
ميسوزم !
اشك ياراي فرونشاندن آتشم را ندارد
دوستي گفت :
او خيال است زندگي را بر خيال مساز
و افسوس ، افسوس كه زندگي ام خيالي بيش نيست
و تو ميداني او تمام زندگي من بود....
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 18  توسط H-S-A-72
|
زندگي سه چيز است :
اشكي كه خشك مي شود
لبخندي كه محو مي شود
و يادي كه در عالم فراموشي باقي مي ماند...
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 18  توسط H-S-A-72
|
شاخه ای تکیده؛ گل ارکیده با چشمای خسته ؛ لبهای بسته
غم توی چشماش آروم نشسته شکوفه شادیش از هم گسسته آه
آشنای درده؛ خورشیدش سرده؛ تو قلب سردش غم لونه کرده
مهتاب عمرش در پشت پرده؛ هر ماه سالش پائیز سرده آه
دستای ظریفش تو دست مادر؛ پیکر نحیفش چون گل پرپر از محنت و درد آروم نداره ؛
سایه سیاهی رو بخت شومش؛ ارکیده تنهاست زیر هجومش طوفان درد پایون نداره...
دست من و تو می تونه با هم قصری بسازه با رنگ شبنم
شکوفه ای که غمگین و سرده ؛ گل ارکیدست نمیره کم کم
بیا نذاریم گل ارکیده ؛ گلی که چهرش پاک و سپیده
که توی پائیز شاخه بیده ؛ بهار ندیده ؛ بمیره کم کم
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 17  توسط H-S-A-72
|